روزگاري نو
چه کسانی از تضعیف سوریه سود می‌برند

چه کسانی از تضعیف سوریه سود می‌برند

جنبش‌های نوین خاورمیانه همگی به این خصوصیت مشترک مزین بوده‌اند که «خودجوش و خودانگیخته» هستند؛
 
از جنبش ناتمام تونس و انقلاب فوریه مصر تا نهضت آزادیخواهی یمن و بحرین همگی برپایه تصمیم و اراده توده مردم به راه افتاده‌اند.
 
در همه این جنبش‌ها، احزاب و یا گروه‌های سیاسی مشارکت داشته‌اند اما به دلیل همان ویژگی خودانگیخته بودن حرکت مردم، هیچ گروه یا جریانی نتوانسته دستاوردهای جنبش را به نام خویش مصادره کند. 

جامعه‌شناسان زمانی یک جنبش را در جرگه «حرکت‌های خودانگیخته» قرار می‌دهند که همه زمینه‌ها و علل ذهنی و عینی قیام علیه یک سیستم سیاسی ناعادلانه و ناکارآمد، مهیا باشد.
 
درست به همین دلیل این اندیشمندان مرزبندی عمیق میان مفهوم «شورش» و «جنبش» قائل هستند و معتقدند که نهضت‌های اجتماعی قابل کپی‌برداری و کلیشه‌سازی نیستند. 

درک این تمایز میان حرکت‌های خودجوش با

جامعه‌شناسان زمانی یک جنبش را در جرگه «حرکت‌های خودانگیخته» قرار می‌دهند که همه زمینه‌ها و علل ذهنی و عینی قیام علیه یک سیستم سیاسی ناعادلانه و ناکارآمد، مهیا باشد.

حرکت‌های حزبی و سازمان یافته در تحلیل جنبش‌های کنونی خاورمیانه اهمیت بسزا دارد.
 
از فردای سقوط رژیم مبارک در مصر در حالی که شماری از جوامع عربی به قیام‌هایی خودانگیخته برای تغییر نظام‌های مستبد خویش روی آوردند، حرکت‌هایی مبهم و سؤال‌انگیز در برخی از کشورهای منطقه بویژه سوریه با حمایت صریح غرب به راه افتاد که عمدتاً‌ نوعی کلیشه‌برداری از جنبش‌های عربی محسوب می‌شوند.
 
این در حالی است که به اذعان اغلب ناظران خاورمیانه، سوریه بافت سیاسی و اجتماعی کاملاً‌ متفاوت از همه کشورهای عربی دارد؛ 

کشوری که حزب حاکم به دلیل سابقه جهادی آن مأمن همه جنبش‌های انقلابی خاورمیانه بوده است. 

سوریه با وجود بی بهره بودن از منابع نفت و گاز در سایه مدیریت توانمند اقتصادی و سیاسی توانسته نیازهای معیشتی 23 میلیون جمعیت را تأمین کند. 

جامعه فرهنگی پویا در کنار چهره‌های مطرح فرهنگی و سیاسی، این کشور را در زمره کشورهای متمایز جهان عرب قرار داده است.
 
در عرصه دیپلماسی و بین‌المللی نیز این کشور یکی از مهم‌ترین بازیگران در تعیین موازنه سیاسی محسوب می‌شود. 

بر این مبنا کارنامه زمامداران دمشق با هیچ یک از دولت‌های منطقه قابل قیاس نیست اگر عنصر «کارآمدی» ‌را منبع اصلی مشروعیت حکومت‌ها در جهان عرب به حساب

صهیونیست‌ها بعد از سقوط متحد اصلی‌شان در مصر- حسنی مبارک- به صورت آشکار از قدرت یابی سوریه و ایران در معادلات خاورمیانه اظهار نگرانی کردند.

آوریم، دمشق بالاترین نمره را از این آزمون کسب می‌کند. 

به همین دلیل موقعیت سوریه برای دولت‌های عربی مجاور آن رشک برانگیز بوده است.
 
سوریه دو ماه اول انقلاب‌های عربی را با آرامش و اطمینان پشت سر نهاد با آن که در این فاصله اغلب جوامع عربی از فعالان سیاسی در عربستان تا گروه‌های سیاسی در کویت و اردن حرکت خویش علیه ناکارآمدی حکومت شان را شروع کرده بودند اما دمشق به عنوان جزیره ثبات در دریای متلاطم خاورمیانه نام گرفته با این حال از اواخر اسفندماه بود که به یکباره و در اقدامی مبهم عده‌ای به صورت مسلحانه شورشی را در برخی از شهرهای این کشور آغاز کردند. 

از شروع ناآرامی‌ها سه گروه از دولت‌ها چتر حمایت خویش را به روی معارضان سوری گشوده و در پروژه ناامن‌سازی فضای این کشور مشارکت جستند: 

1- همه شواهد نشان از این دارد که کشورهای مجاور سوریه منبع اصلی در تغذیه شورشیان دمشق هستند اردن و عربستان به دلیل ارتباطات امنیتی و مالی نقش اول را در این باره ایفا می‌کنند. 

لبنان دروازه امنیت سوریه است و همه ابزارها برای اعمال نفوذ در سوریه از سوی جناح مخالف مقاومت در بیروت مهیا است.
 
کافی است که یک دولت یا بازیگر خارجی این اهرم‌ها را به کار گیرد.
 
سعودی‌ها و اردنی‌ها چنان

همانند روزهای ترور حریری این بار مثلثی از اعضای غربی شورای امنیت پروژه اعمال فشار علیه سوریه را پیش می‌برد: امریکا، انگلیس و فرانسه.

که از عملکرد رسانه‌های آنها پیدا است بیشترین تلاش را برای تحریک و تغذیه معارضان دمشق از طریق کریدور لبنان انجام می‌دهند. 

2- به مدت یک دهه، تضعیف و انزوای سوریه ترجیع‌بند استراتژی خاورمیانه‌‌ای امریکا بود؛ اما تا پیش از این سیاست اغلب از طریق اعمال تحریم‌های اقتصادی و نظامی دنبال می‌شد. 

البته طرح تقویت مخالفان سوریه در اروپا تا حدی دنبال می شد اما در جریان شورش‌های اخیر این کشور بود که امریکا و دولت‌های اروپایی به صورت همه جانبه معارضان سوریه را از اطراف و اکناف بسیج کردند.
 
همانند روزهای ترور حریری این بار مثلثی از اعضای غربی شورای امنیت پروژه اعمال فشار علیه سوریه را پیش می‌برد: امریکا، انگلیس و فرانسه. 

3- صهیونیست‌ها بعد از سقوط متحد اصلی‌شان در مصر- حسنی مبارک- به صورت آشکار از قدرت یابی سوریه و ایران در معادلات خاورمیانه اظهار نگرانی کردند. 

آویگدور لیبرمن وزیر خارجه این رژیم در موضعی رسمی از غرب خواست تا همانند یورش به لیبی، دمشق را نیز در کانون تهاجم خویش قرار دهد. 

این خواسته لیبرمن به مرور زمان در جلسات تصمیم‌گیری اروپا و امریکا مهر تأیید گرفت اما با این تفاوت بارز که جبهه غرب در برابر سوریه به جای اهرم نظامی به استفاده از ابزارهای سیاسی و اقتصادی روی آورده است. 

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳٩٠ - ایمان